به گزارش کردپرس، گزارش جدید رادیو ملی آمریکا تصویری فشرده اما چندلایه از وضعیت کردهای سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد ارائه میدهد؛ وضعیتی که در آن دستاوردهای یک دهه خودگردانی، در سایه تحولات نظامی و چرخشهای ژئوپلیتیکی، در معرض فرسایش قرار گرفته است.
این گزارش با تمرکز بر شمالشرق سوریه—بهویژه شهر قامیشلو نشان میدهد چگونه فروپاشی نظم پیشین و پیشروی نیروهای مورد حمایت ترکیه، همراه با بازگشت تدریجی نیروهای دولتی سوریه، معادلات قدرت را بهزیان کردها تغییر داده است. در این میان، توافق آتشبس با میانجیگری آمریکا نیز نتوانسته ابهامات را برطرف کند و بیشتر به تعلیق وضعیت انجامیده تا تثبیت آن.
محور اصلی گزارش، شکاف میان نقش کلیدی کردها در شکست داعش و جایگاه متزلزل کنونی آنهاست. کردها که زمانی شریک اصلی آمریکا در مبارزه با داعش بودند، اکنون خود را در موقعیتی میبینند که نه از حمایت مؤثر بینالمللی برخوردارند و نه تضمینی روشن برای آینده سیاسیشان دارند.
در سطح انسانی، گزارش با روایت زندگی آوارگان، این بنبست سیاسی را به تجربه روزمره مردم پیوند میزند. گزارش بر یک گزاره کلیدی استوار است: کردهای سوریه در مرحلهای قرار گرفتهاند که نه جنگ بهطور کامل پایان یافته و نه صلحی پایدار شکل گرفته—و این «وضعیت بینابینی»، بیش از هر چیز با احساس رهاشدگی و بیاعتمادی نسبت به بازیگران خارجی تعریف میشود.
گزارش علاوه بر روایتهای میدانی، چند لایه تحلیلی مهم دارد که تصویر دقیقتری از وضعیت کردهای سوریه ارائه میدهد—بهویژه در سطح نگاه و موضعگیری نخبگان و مقامات محلی.
نخست، در سطح توصیف وضعیت سیاسی، گزارش تأکید میکند که منطقه تحت رهبری کردها—که عملاً توسط ساختارهای نزدیک به «نیروهای دموکراتیک سوریه» اداره میشد—اکنون با یک «ابهام راهبردی» مواجه است. نه جایگاه آن در ساختار آینده سوریه مشخص است و نه تضمینهای دادهشده در توافق آتشبس قابلیت اتکا پیدا کردهاند. این وضعیت باعث شده مقامات و مدیران محلی در گفتوگوهای غیررسمی از «بیثباتی ساختاری» و «خلأ تضمینهای بینالمللی» صحبت کنند.
در خصوص موضعگیری کردها نسبت به آمریکا، گزارش بهصورت مستقیم نقلقولی از یک مقام ارشد سیاسی ارائه نمیدهد، اما بازتاب دیدگاه غالب در میان رهبران و جامعه کرد بهوضوح منعکس شده است. در این چارچوب، یکی از جملات کلیدی از زبان یک شهروند چنین است: «قبلاً دونالد ترامپ را دوست داشتم، اما دیگر نه… دیدید با ما چه کرد—ما را فروخت.»
این جمله در گزارش صرفاً یک اظهار نظر فردی نیست، بلکه نشاندهنده نوعی اجماع احساسی-سیاسی در میان کردهاست که در سالهای اخیر بارها توسط مقامات رسمی نیز به اشکال مختلف بیان شده: اینکه آمریکا پس از بهرهگیری نظامی از کردها در جنگ علیه «داعش»، در بزنگاه سیاسی آنها را تنها گذاشت.
در سطح نظامی-امنیتی، گزارش به یک نکته کلیدی اشاره میکند که بهطور غیرمستقیم موضع مقامات کرد را توضیح میدهد: زمانی که نیروهای مورد حمایت ترکیه به مناطق کردنشین پیشروی کردند، آمریکا اعلام کرد دیگر به همکاری نظامی با کردها علیه داعش نیاز ندارد. این تصمیم، از نگاه کردها، نهتنها عقبنشینی بلکه نوعی «چراغ سبز» به عملیات ترکیه تلقی شد. چنین برداشتی پیشتر نیز توسط فرماندهان «نیروهای دموکراتیک سوریه» در مصاحبههای مختلف مطرح شده که حمایت آمریکا «تاکتیکی و موقت» بوده، نه راهبردی.
از نظر انسانی، گزارش عمداً صدای مقامات رسمی را کمتر و صدای مردم را بیشتر برجسته میکند. در نبود نقلقول مستقیم از رهبران، نقش افرادی مانند مدیران پناهگاهها—مثلاً گلستان رشید—بهعنوان «واسطه اجتماعی» پررنگ میشود افرادی که عملاً بار مدیریت بحران را بر دوش دارند و روایت آنها بهنوعی جایگزین صدای ساختار رسمی شده است.
جمعبندی ضمنی گزارش این است که کردهای سوریه—با وجود داشتن ساختارهای شبهدولتی و تجربه یک دهه خودگردانی—در برهه فعلی فاقد یک حامی بینالمللی قابل اتکا هستند. این همان نکتهای است که مقامات کرد، هرچند در این گزارش بهصورت مستقیم نقل نشده، اما در ادبیات سیاسیشان بارها بر آن تأکید کردهاند: «بدون تضمین خارجی، هیچ توافق داخلی پایدار نخواهد بود.»

نظر شما