به گزارش کردپرس، دولت سوریه به ریاست موقت احمد الشرع و «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، پس از هفتهها درگیری در مناطق شمالشرق کشور، به یک توافق جامع آتشبس دست یافتند. این درگیریها که بزرگترین عملیات نظامی از زمان سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ محسوب میشود، به پیشروی نیروهای دولتی در بخشهای وسیعی از رقه، دیرالزور و حسکه انجامید.
بر اساس توافق ۱۴ مادهای، نیروهای SDF باید در ساختار ارتش و وزارت کشور سوریه ادغام شوند و دولت مرکزی کنترل گذرگاههای مرزی، منابع انرژی و فرماندهی نظامی را در دست گیرد. این حوزهها پیشتر تحت کنترل کردها بود. این توافق اگرچه در راستای پروژه «یکپارچهسازی سوریه» از سوی الشرع ارزیابی میشود، اما پرسش اصلی این است: آیا این روند به معنای ادغام واقعی کردها در ساختار دولت است یا پایان مدیریت خودگردانی که طی بیش از یک دهه شکل گرفته بود؟
کردها بهعنوان یک گروه قومی-زبانی بومی در گسترهای از جنوبشرق ترکیه تا شمالشرق سوریه، شمال عراق و غرب ایران پراکندهاند. در سوریه، کردها حدود ۱۰ درصد جمعیت را تشکیل میدهند. طی بیش از یک دهه جنگ داخلی، SDF با داشتن نیروهای نظامی مستقل، منابع نفت و گاز، گذرگاههای مرزی و نهاد سیاسی خاص خود تحت عنوان اداره خودگردان شمال و شرق سوریه، عملاً نوعی ساختار شبهدولتی در شمالشرق سوریه ایجاد کرده بود.
این نیروها در جریان جنگ علیه داعش، بهویژه از سال ۲۰۱۴، بهعنوان اصلیترین نیروی زمینی مورد حمایت آمریکا عمل کردند و نقش کلیدی در شکست سرزمینی این گروه در سال ۲۰۱۹ داشتند. با این حال، از فوریه ۲۰۲۵، SDF ارسال نفت به دمشق را آغاز کرد؛ اقدامی که نشانهای از تغییر تدریجی موازنه قدرت بود.
پس از سقوط دولت اسد، ترکیه و متحدان اسلامگرای آن—که از حامیان الشرع بهشمار میروند—از خلأ قدرت در دمشق برای افزایش فشار بر ساختار خودگردان کردها بهره بردند. در مارس ۲۰۲۵، مظلوم عبدی، فرمانده SDF، توافقی برای «ادغام ملی» با دولت امضا کرد که شامل واگذاری تدریجی پروندههای امنیتی و نظامی بود. با پایان مهلت این توافق در اواخر ۲۰۲۵، دولت به SDF.اولتیماتوم یا ادغام یا جنگ داد.
در پی آغاز درگیریها در ژانویه، ساختار نظامی و سرزمینی SDF بهسرعت فروپاشید. گزارشها حاکی از آن است که حدود دو سوم نیروهای عرب این گروه به دمشق پیوستند و در بازپسگیری میادین نفتی نقش ایفا کردند. نارضایتیهای دیرینه قبایل عرب—بهویژه در دیرالزور و رقه—از آنچه «تبعیض ساختاری» تحت حاکمیت SDF خوانده میشد، در این روند نقش تعیینکننده داشت.
در سطح بینالمللی، سیاستهای ایالات متحده—بهویژه در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ—نشاندهنده فاصلهگیری از اتحاد سنتی با کردها بوده است. در مذاکراتی که به میانجیگری واشنگتن در پاریس برگزار شد، پیشنهاد دمشق برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل SDF با مخالفتی جدی مواجه نشد. اندکی بعد، عملیات نظامی آغاز شد. تام باراک، نماینده ویژه آمریکا در ترکیه و سوریه نیز اعلام کرد مأموریت اصلی SDF در مبارزه با داعش «تا حد زیادی پایان یافته است».
ارزیابیهای ضدتروریسم آمریکا نشان میدهد که یک دولت مرکزی در دمشق ظرفیت بیشتری برای مقابله با داعش نسبت به بازیگران غیردولتی دارد. اما در عمل، فروپاشی ساختار SDF به تضعیف شبکه بازداشت اعضای داعش انجامیده و نگرانیهای امنیتی جدیدی ایجاد کرده است. گزارشهایی از فرار زندانیان داعش در جریان حملات به مراکز بازداشت منتشر شده و آمریکا انتقال هزاران زندانی این گروه به عراق را آغاز کرده است.
در حوزه سیاسی، الشرع تلاش کرده با ارائه امتیازاتی به کردها، از جمله، به رسمیت شناختن زبان کردی بهعنوان زبان ملی، اجازه آموزش آن در مدارس و اعطای تابعیت به کردهای فاقد شناسنامه روند ادغام را تسهیل کند. این اقدامات، نخستین نمونه به رسمیت شناختن حقوق کردها در سوریه از زمان استقلال این کشور در سال ۱۹۴۶ محسوب میشود.
با این حال، تردیدها نسبت به پایبندی دولت به این تعهدات جدی است. تجربه خشونتهای فرقهای علیه اقلیتهای علوی و دروزی طی یک سال گذشته—که برخی از آن به نیروهای وابسته به دمشق نسبت داده میشود—اعتماد به تضمینهای امنیتی دولت را تضعیف کرده است.
در سطح منطقهای، این تحول پیامدهای مهمی دارد. ترکیه که SDF را شاخهای از حزب کارگران کردستان میداند، از عملیات دولت سوریه استقبال کرده است. در مقابل، برخی چهرههای PKK به مظلوم عبدی توصیه کردهاند از ادغام پرهیز کند تا آخرین پایگاه سرزمینی خود را از دست ندهند. اسرائیل نیز با حذف منطقه حائل کردها، با چالش ظهور یک نیروی سنی نزدیک به ترکیه در مرزهای خود مواجه خواهد شد. در عراق، انتقال زندانیان داعش به خاک این کشور، مخالفت جریانهای سیاسی را برانگیخته است.
در مجموع، با تضعیف ساختار خودگردان کردها، «مسئله کردها» در سوریه از کنترل سرزمینی به حوزه قانون اساسی، حقوق شهروندی و میزان مشارکت واقعی در قدرت سیاسی منتقل شده است. آینده این روند به میزان پایبندی دمشق به تعهدات خود و توانایی کردها در تبدیل دستاوردهای نظامی گذشته به نفوذ سیاسی در ساختار جدید بستگی خواهد داشت.
منبع: مک گروهیل ریویو

نظر شما