خبرگزاری کردپرس _ مدتی است به این فکر میکنم که چرا بسیاری از واژهها را از دست دادهایم؛ واژههایی که فقط کلمه نبودند، بلکه بخشی از حافظه ما بودند. به همین دلیل تصمیم گرفتهام گاهی برخی واژههای اصیل کردی را در متنهایم به کار بگیرم؛ نه برای متفاوت نوشتن، بلکه برای نزدیکتر نوشتن. برای آنکه زبان، بوی خاک بگیرد؛ بوی باران بر دامنه زاگرس، بوی نان گرم مادران روستا و بوی روزهایی که انسان هنوز خود را گم نکرده بود.
در میان این واژهها، "چاند" جایگاه ویژهای دارد. چاند، همان فرهنگ است؛ اما نه فرهنگ در معنای خشک و کتابی آن. چاند، شیوه زیستن یک جامعه است. در سلام کردن مردم، در حرمت نان، در وفاداری به عهد، در احترام به بزرگتر و در دستگیری از درمانده خود را نشان میدهد.
"ولات" فقط زادگاه نیست؛ جایی است که ریشههای انسان در آن تنیده شدهاند. و "نیشتمان" تنها یک مرز جغرافیایی نیست؛ خانه بزرگ خاطرهها، ارزشها و آرزوهای مشترک مردمانی است که سرنوشتشان به یکدیگر گره خورده است.
نگرانی من نه دوری از ولات است و نه فاصله گرفتن از نیشتمان؛ زیرا گاهی انسان هزاران کیلومتر از سرزمین مادری دور میشود اما هنوز با ریشههای خود زندگی میکند. آنچه باید از آن هراس داشت، دور شدن از چاند است؛ زیرا وقتی چاند آسیب ببیند، انسان آرامآرام قطبنمای درونی خود را از دست میدهد.
بیاخلاقی، ناگهان متولد نمیشود. پیش از آن، فراموشی متولد میشود. فراموشی حرمتها، فراموشی مسئولیتها، فراموشی انسان بودن. هر جامعهای که از چاند خود فاصله بگیرد، دیر یا زود دچار نوعی حیرانی میشود؛ حیرانیای که در آن، پیشرفت با رشد اشتباه گرفته میشود و مصرف با سعادت.
شاید به همین دلیل است که "پاریستنی چاند"؛ یعنی پاسداری از فرهنگ، یک انتخاب سلیقهای نیست. این یک ضرورت برای بقاست. همانگونه که درخت بدون ریشه دوام نمیآورد، هیچ جامعهای نیز بدون چاند پایدار نخواهد ماند. ساختمانها بلندتر میشوند، فناوری پیشرفتهتر میشود، اما اگر اخلاق، مسئولیت و انسانیت کمرنگ شوند، چیزی از درون تهی شده است.
من باور دارم ملتها بیش از آنکه با ثروت و قدرت شناخته شوند، با چاند خود شناخته میشوند. آنچه از ما برای آیندگان باقی میماند نه تعداد ساختمانها و نه حجم داراییها، بلکه کیفیت انسانهایی است که پرورش دادهایم.
شاید روزی برسد که بسیاری از واژههای کهن از زبان روزمره ما حذف شوند؛ اما امیدوارم پیش از آن، معنای آنها را از زندگی خود حذف نکرده باشیم. زیرا مرگ یک واژه، آغاز نمیشود؛ پایان آن روزی است که مفهومش از دل مردم رخت بربندد.

نظر شما